خرید بک لینک

من

و ...

حجم سنگین

که تن را سال ها زیر پوسته ی عادت خود فرسوده است ،

1 ...

تکرار  همه چیز 

چه سخت می توان ،

نه ....

امکان امکان امکان

موجود بی حجمی که تمام حواس خالی از حجمش را

که تمام اندیشه های تا خورده اش را

 همه ی توهمات ...

فرار از تمامشان ،

کاش آسودگی ...

دیدمش ..

دیشب بود کنار آینه ای سیاه

مغزش میان انگشتانش بود

میان انگشتان تب کرده ام

گرفته بود

می خواستم فرار کنم

به هر طرف که راهی بود

و نه مانعی .......

مانع ... مانع ها ...

تا ...

...

بیچاره آینه ی سیاه ...

دیگر چیزی برای فرار نداشت

نداشت ...

+ نوشته شده در Sun 15 Apr 2012 ساعت 23:56 توسط Myself  | 

برچسب: نویسنده: طاها نوروزی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1402 ساعت: 15:51

صفحه بندی