سیاه و خط خطی های نا مفهوم بوی تلخ اسارت زنجیرها ... تا کجا زنجیرها .. زنجیرها سیاهی بی نهایت ژرف ، زندانی تاریک .. کدام سلول نقش چشمان بی گناه تو را تا ابد بر دیوارهای فرسوده و تاریک خود خواهد داشت وحشتی تلخ ... اسارت . دیوارها ، چگونه تاب مي آورند درد های جسمِ بی گناه تو را چگونه سکوت مي کنند !! فریاد ... ترس رهایی ... گناهت چیست ؟ تو بوی غبار نمی دهی زنجیرها را بر زمین می کشند بوی غبار می دهند تو را به زنجیر می کشند ، بوي ابلیس ..
برچسب:
نویسنده: طاها نوروزی